تبليغاتX
خلواره
عزیزم بیا خونه

نه مرسی دم در خوبه!

+ نوشته شده در  88/04/29ساعت   توسط ترنج | 
پوزخند ،نیشخند،ریشخند

سه مرکبی که ما همیشه با انها مشکل داریم!فقط این را می دانیم که هر سه تاشان یک مایه های بدجنسی دارند!

+ نوشته شده در  88/04/16ساعت   توسط ترنج | 
پروردگارا
 
می دانم هستی

و خوب هستی

مهربان هستی

وبخشنده

اما

پیری بد دردیست

زمانه عوض شده است

ودستها  در بازار فراوان...

 

روی اتوماتیک تنظیمش کن

 بپر

و خلاص...!

 ««چارلز داوسین»»

+ نوشته شده در  88/04/13ساعت   توسط ترنج | 
هی فلانی

یادت باشد که تمام گریه کردن ها وناراحتی ها ونق زدن ها ونفرین ها وفال حافظ گرفتن هایت را در اتاقت  حبس کنی . هر چقدر می خواهی بشین وفکر کن وتجزیه وتحلیل کن وحتی می توانی غصه هم بخوری واز دست خودت وزمین وزمان بنالی .اما فلانی یادت باشد وقتی پایت را از اتاقت بیرون گذتشتی  باید همان قالب همیشگی را بگیری تا  کسی بهت نگوید که "هی فلانی ،تو دیگر چرا؟!"

هی فلانی وقتی که رفتی بیرون بخند ،لبخند بزن .هی فلانی مواظب باش که فراموش نکنی این حرف ها ی بی اهمیت کوچک! نباید تو را ناراحت کند. هی فلانی حواست باشد که گاف ندهی !یادت باشد که  تو با انها یک جورهایی فرق داری!!!یعنی می خواهی داشته باشی!هی فلانی می دانی که نمی خواهم این همه مستاصل ببینمت!

هی فلانی برو بیرون نفس بکش بخند به روی تمام دروغ های کوچک وبزرگ! و یادت نرود که تو هم یک جور هایی از انهایی ! تو هم می توانی دروغ بگویی وبخندی به رویشان !تو هم می توانی سعیت را بکن !فلانی  از دست خودت بیشتر از همه ناراحتی ،می دانم ! اما خب بی خیال ، قاعده ی بازی یادت رفته بود فلانی  می دانم! خب حواست باشد با جمع بودن اما تک بودن !ا الان خیلی چیزها را میدانی،خوبیش همین جاست!فلانی خیلی چیزها باید یادت باشد .مواظب باش اشتباه نکنی فلانی .......

فلانی می دانم که می توانی پوزخند بزنی به تمام فریب های کودکانه شان !

فقط این حرفهایی که گفتم یادت باشد فلانی عزیز ودوستداشتنی من!

 

 

+ نوشته شده در  88/04/09ساعت   توسط ترنج | 
همیشه تو  روابطی که با آدمای دور وبرم داشتم ،مخصوصا دوستام سعی کردم اونا رو اون طوری که هستن قبول کنم!فکر می کنم این طوری هم کنتاکت ها و درگیری ها کمتر میشه !هم  اینکه  سرم به کار خودم گرمه ویک جورایی می تونم حریم  خصوصی خودم رو حفظ کنم!اما این قبول کردنها  ودرک کردنها  باعث شده که خیلیا هر کاری می خوان می کنن بعد که میفهمن یه جورایی گند قضیه در اومده .میگن " تو که درکم می کنی!" من هم باز سعی می کنم بی خیال شم وژست این رو بیام که این چیزایی سطحی برام مهم نیست!اما این دفعه واقعا رو مود نیستم .فکرش رو هم نمی کردم،متاسفانه این دوست لعنتی رو خیلی دوست دارم! نمی خوام که این چیزایی که دارم از این ور اون ور می شنوم حقیقت داشته باشه!کاش می دونست که دیگه نمی تونم این درو غهای کوچیک وبزرگش وفریب هاش و به عنوان جزئی از ذاتش بپذیرم! با یه "خب؟،اخلاقش اینه"گفتن از روش رد شم!واقعا لازم  نیست ونبود!کاش من اشتباه کرده باشم.دوست ندارم بعد  چند روز بیاد وبگه"درکم میکنی؟!"چون این دفعه واقعا مطمئن نیستم که درکش کنم!


+ نوشته شده در  88/04/09ساعت   توسط ترنج |