تبليغاتX
خلواره
نداشته هایمان زیادند

و نا گفته های مان

زیادتر

اما من هیچ نمی گویم

تا حرف حرف نیاورد!

 

+ نوشته شده در  88/05/23ساعت   توسط ترنج | 

لعنتی ها ،همه جا هستند!

+ نوشته شده در  88/05/21ساعت   توسط ترنج | 
بی زمانی/ بی مکانی....

تقدیر رقم خورده است......

تقدیر رقم خواهد خورد

وقت باید بمیرد!

اینجا

انجا

حرکات محدود وتکراری

باز سر جای اول

انتظار

انتظار

گدو خواهد امد!


گدویی که نمی دانیم چیست وکیست نمی میرد تا وقتی ددی ها وگو گوها یی باشند که انتظارش را بکشند.

 

+ نوشته شده در  88/05/16ساعت   توسط ترنج | 
همسایه ها از زیارت بر می گردند

خیابان رنگ خون می گیرد

من از خون روی آسفالت میترسم

من از انفولانزای خوکی میترسم

اما

انها نه از خون می ترسند ،نه از انفولانزا،ونه حتی از توپولوف

انها قوی هستند

انها خوشحالند

انها شادند

انها به ارزویشان رسیده اند

انها خوب هستند

انها ......

 

+ نوشته شده در  88/05/07ساعت   توسط ترنج |