![]() |
![]() |
|
|
همیشه تو روابطی که با آدمای دور وبرم داشتم ،مخصوصا دوستام سعی کردم اونا رو اون طوری که هستن قبول کنم!فکر می کنم این طوری هم کنتاکت ها و درگیری ها کمتر میشه !هم اینکه سرم به کار خودم گرمه ویک جورایی می تونم حریم خصوصی خودم رو حفظ کنم!اما این قبول کردنها ودرک کردنها باعث شده که خیلیا هر کاری می خوان می کنن بعد که میفهمن یه جورایی گند قضیه در اومده .میگن " تو که درکم می کنی!" من هم باز سعی می کنم بی خیال شم وژست این رو بیام که این چیزایی سطحی برام مهم نیست!اما این دفعه واقعا رو مود نیستم .فکرش رو هم نمی کردم،متاسفانه این دوست لعنتی رو خیلی دوست دارم! نمی خوام که این چیزایی که دارم از این ور اون ور می شنوم حقیقت داشته باشه!کاش می دونست که دیگه نمی تونم این درو غهای کوچیک وبزرگش وفریب هاش و به عنوان جزئی از ذاتش بپذیرم! با یه "خب؟،اخلاقش اینه"گفتن از روش رد شم!واقعا لازم نیست ونبود!کاش من اشتباه کرده باشم.دوست ندارم بعد چند روز بیاد وبگه"درکم میکنی؟!"چون این دفعه واقعا مطمئن نیستم که درکش کنم!
|
|
+ نوشته شده در
88/04/09ساعت توسط ترنج |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خلواره یعنی خاکستر داغ
|
| نویسندگان |
|
ترنج رزا |
|
RSS
|